محمد الريشهري
37
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
مَن ماتَ وَ لَيسَ فى عُنُقِهِ بَيعَةٌ ، ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً . « 1 » كسى كه بميرد و در گردن او بيعت نباشد ، به مرگ جاهلى مرده است . در واقع ، اين گونه افراد تلاش مىكنند تا احاديث ياد شده را به جاى حمل بر امامان اهل بيت - كه برگزيدهء خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله اند - ، بر هر زمامدارى هر چند جائر ، حمل كنند . ابن ابى الحديد ، نقل مىكند كه عبد اللَّه بن عمر از بيعت با على عليه السلام خوددارى كرد ؛ امّا شبانه درِ خانهء حجّاج را كوبيد تا با عبد الملك ، بيعت كند تا آن شب را بدون امام ، صبح نكند . او گمان مىكرد كه بايد چنين كند ؛ زيرا از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت شده بود كه فرمود : « هر كه بميرد و امامى نداشته باشد ، مرگى چونان مرگ جاهلى داشته است » . حجّاج نيز او را آن قدر تحقير كرد و پستش شمرد كه پايش را از بستر خواب بيرون آورد و گفت : با پاى من بيعت كن ! « 2 » پس نكته اصلى در مورد حديث ، معناى حديث است ، نه اصل صدور آن از پيامبر صلى الله عليه و آله . « 3 » براى فهم حديث شريف ، بايد مقصود از جاهليت روشن شود . در فرهنگ اسلامى ، عصر رسالت پيامبر خدا ، عصر علم ، و دوران پيش از بعثت ايشان ، دوران جاهليت است ، بدين معنا كه پيش از بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله به دليل تحريفى كه در اديان آسمانى پديد آمده بود ، مردم در گمراهى به سر مىبردند و آنچه به نام دين بر جوامع مختلف بشر حكومت مىكرد ، چيزى جز خرافات و موهومات نبود .
--> ( 1 ) . ر . ك : ص 34 ح 194 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغة ، ابن أبى الحديد : ج 13 ص 242 . ( 3 ) . علّامهء امينى مىگويد : اين ، حقيقت مسلّمى است كه كتابهاى صحاح و مَسانيد [ اهل سنّت ] ، آن را مسلّم دانستهاند و گريزى از پذيرش مفاد آن نيست و اسلامِ هيچ مسلمانى ، جز با تسليم بودن در برابر آن ، كامل نيست و حتّى دو نفر هم در بارهء آن ، اختلاف نظر ندارند و يك نفر هم در بارهء آن ، به خود ، اجازهء ترديد نداده است . اين تعبير ، حكايت از بدعاقبتىِ كسى دارد كه بدون امام بميرد و چنين كسى ، از هر گونه نجات و رستگارى محروم است . مرگ جاهلى ، بدترين مرگ است ؛ مرگِ در حال كفر و الحاد ( الغدير : ج 10 ص 360 ) .